مقالات ومطالب در صنعت دامپروری |
برنامه هاي فعلي تغذيه جوجه هاي گوشتي
كه از زمان ورود به سالن تا 21 روزگي استفاده مي شود يك خوراك آغازين (
استارتر 1 ) مي باشد. فرمول اين خوراك موجب مصرف همان مواد مغذي در جوجه
هاي يكروزه مي شود كه در پرندگان مسن تر مصرف مي شود ولي يافته ها و
تحقيقات جديد نشان مي دهد كه اين كار صحيح نيست. قابليت و امكان استفاده
از اجزاء تشكيل دهنده خوراك در جوجه هاي خيلي جوان به مراتب ضعيف تر از
پرندگان مسن تر است.
تفاوتهايي كه در نحوه استفاده از غذا در جوجه
هاي جوان وجود دارد بخاطر تطابق و سازگاريهاي ايجاد شده در طي انتقال از
زندگي جنيني به زندگي طبيعي است. به عبارت ديگر انتقال از تغذيه مادري به
تغذيه خارجي. آگاهي دقيق از تكامل جنين در زمان انكوباسيون بخصوص در
روزهاي پاياني آن و بلافاصله پس از تولد اهميت زيادي دارد. نحوه تغذيه
جنين و تغييرات دستگاه گوارش در دوران انكوباسيون و رشد اوليه آن پس از
تفريخ يك نقش كليدي در اين مورد دارد. افزايش ميزان گلوكز خون بوسيله
استفاده از مواد افزودني و غذاهاي مخصوص با حداكثر نشاسته ژلاتينه شده
نيز از مواردي هستند كه موجب بهبود رشد اوليه جوجه مي شوند. فرمول مخصوصي
كه بتواند در ابتداي زندگي نياز جوجه را تأمين كند تا سن 3 يا 4 روزگي
بيشتر مورد نياز نيست.
فرآيندهاي هضم جنيني:
زرده
منبع اصلي مواد غير حيواني براي تشكيل جنين و رشد آن در دوران انكوباسيون
مي باشد كه دو سوم محتواي ماده خشك آن چربي است كه از نوع ليپوپروتئينها
با دانسيته خيلي پائين (VLDL) و ويتلوژنين مي باشد. ( ويتلوژنين فسفو
پروتئين زرده مي باشد ) اين دو نوع تركيب تأمين كننده انرژي هستند و
اسيدهاي چرب در اين زمان براي ساخت غشاء سلولي به مقدار زياد لازم هستند.
فوسويتين پروتئيني است كه فسفر را متمركز ميكند و بصورت گرانول وجود دارد.
فوسويتين همراه با كلسيم آزاد شده از پوسته تخم مرغ براي تشكيل اسكلت جوجه
به مصرف مي رسد. قسمت آبكي زرده ايمونوگلوبولين IgG را در خود دارد كه جهت
ايجاد ايمني پاسيو يا غير فعال در ابتداي زندگي جوجه به منظور مقابله با
عفونتها بسيار اهميت دارد. انتروسيتهاي موجود در دستگاه گوارش جنين در
پايان هفته دوم انكوباسيون براي جذب مولكولهاي درشت با ظرفيت هضم و جذب
محدود هدايت مي شوند.
در اين موقع آلبومين از طريق ارتباط
سروآمنيوتيك بطرف حفره آمنيوتيك و از طريق ناف كيسه زرده بطرف كيسه زرده
جاري مي شود. آلبومين وارد شده به حفره آمنيون در اولين تجربه هضمي جنين
بوسيله جنين هضم مي شود. اين عمل موجب تشكيل انتروسيتهاي جديد مي شود كه
عمل هضم را كاملتر انجام مي دهند. محتويات از طريق غشاء كيسه زرده بسرعت
به جوجه منتقل مي شوند. چربي بعنوان جزء اصلي باقيمانده مخلوط زرده و
آلبومين همراه با مواد مغذي ديگر وجود دارد. ميزان گلوكز خيلي پائين است و
بنابراين چرخه گلوكونئوژنز از پروتئين منبع اصلي توليد گلوكز براي جوجه
هاي در حال تولد مي باشد. تغذيه مستقل در جوجه براي پاسخ به نيازهاي غذايي
آن در سن 3 تا 4 روزگي شروع مي شود. يعني موقعي كه محتويات كيسه زرده
كاملا" به مصرف رسيده است.
مطالعه بر روي رشد اوليه جوجه :
اولين
تماسي كه جوجه با محيط دارد موجب يك آسيب ميكروبيولوژيكي خطرناك به
آن مي شود. ايمني غير فعال ( پاسيو ) براي رشد اوليه جوجه ضروري است ولي
فقط حفاظت بر عليه ميكروبهايي را ايجاد مي كند كه قبلا" مرغ مادر با آنها
تماس داشته است. دستگاه گوارش جوجه بعد از تفريخ نابالغ است و اغلب جذب
غذا از روده آهسته انجام مي شود. با توقف بيشتر مواد مغذي در لوله گوارش
ميكروارگانيسم هايي كه از محيط و بخصوص همراه غذا دريافت شده اند از وجود
محيط مناسب و سرشار از مواد غذايي بهره كافي برده موجب عفونتهاي مزمن مرگ
و مير در جوجه مي گردند.
آنتي بيوتيكها معمولا" در جيره جوجه هاي
گوشتي منظور مي شوند ولي نقش آنها در غذاي استارتر اهميت زيادي ندارد
بخصوص وقتي جوجه ها بر روي بستر استفاده شده پرورش مي يابند.
مرغهاي
مادر بالغ و مسن تخم مرغهاي سنگين تر و با نسبت زرده بيشتر از تخم مرغهاي
مادر جوان توليد مي كنند. جوجه هايي كه از تخم مرغهاي داراي ذخاير غذايي
بيشتر هچ مي شوند سنگين تر هستند. جوجه هايي كه از تخم مرغ هاي مادر جوان
هچ مي شوند غلظت پائين تري از فسفر در كيسه زرده دارند كه كلا" بعلت كمبود
فسفوليپيدهاي آن است. مرگ و مير اوليه در جوجه هايي كه از تخم مرغ هاي
كوچك هچ مي شوند بيشتر از جوجه هايي است كه از تخم مرغ هاي بزرگ متولد مي
شوند.
پروپيونيك اسيد يك پيش ساز گلوكز در حيوانات است. اين تركيب
گلوكزساز در جوجه ها بسرعت و كاملا" در دستگاه گوارش جذب مي شود. اين
تركيب فعاليت ميكرب كشي نيز دارد.
در مطالعه اي از زمان ورود جوجه
به سالن تا 7 روزگي به ميزان 3% پروپيونات آمونيوم به غذا اضافه شد. و
جوجه هاي حاصل از تخم مرغهاي مادرهاي جوان و مسن تر بصورت مخلوط انتخاب
شدند. بازدهي و رشد كلي جوجه هاي حاصل از تخم مرغهاي كوچك ضعيف تر از جوجه
هايي بود كه از تخم مرغ هاي بزرگ متولد شده بودند. اضافه نمودن پروپيونات
آمونيوم به غذا موجب كاهش ميزان اضافه وزن جوجه شد ولي تبديل غذايي را
بهبود بخشيد. پروپيونات مرگ و مير كلي در جوجه هاي ضعيف تر كه از مادرهاي
جوان بوجود آمده بودند را نيز كاهش داد.
جيره هاي حاوي كربوهيدرات بالا موجب كاهش رشد و وزن گرفتن جوجه مي شوند
دستگاه
گوارش نابالغ جوجه هاي در حال تولد براي هضم نشاسته خيلي بيشتر از هضم
چربي سازگاري دارد. محتويات كيسه زرده داراي كربوهيدرات كم و چربي زياد مي
باشد و از طريق غشاء كيسه زرده جذب بدن جوجه مي شوند. سوخت كامل چربي به
جريان ثابت گلوكز داشته و جوجه با استفاده از گلوكونئوژنز از پروتئين براي
رسيدن به اين هدف استفاده مي كند.
در يك آزمايش انجام شده ، يك جيره
حاوي كربوهيدرات بالا شامل آرد ذرت همراه با كلسيم و فسفر پيشنهادي NRC در
سه روز اول ورود جوجه به سالن در اختيار آنها قرار گرفت و نتيجه آن با يك
فرمول غذايي استارتر استاندارد NRC كه نياز جوجه به تمام نوترينت ها را
تأمين كند مقايسه بعمل آمد. در اين آزمايش بهبود احتمالي گلوكونئوژنز از
پروپيونات مجددا" مطالعه شد و اين بار مطالعه با استفاده از پروپيونات
كلسيم انجام شد. تمامي جيره هاي مورد آزمايش تا سن سه روزگي استفاده شدند.
نتايج نشان داد كه جيره حاوي كربوهيدرات بالا موجب كاهش ميزان وزن گرفتن
جوجه گرديد كه تا سن كشتار اين كاهش حفظ شد. اين نتيجه مربوط به كمبود
پروتئين اوليه و نارسايي رشد بافتهاي بدن در ابتداي تولد مي شود استفاده
از پروپيونات منجر به كاهش مرگ و مير اوليه و نيز مرگ و مير كلي گله گرديد
و هراه با جيره استارتر استاندارد بهبود افزايش وزن جوجه را به همراه
داشت.
يك جيره غذايي براي چند روز اول زندگي جوجه
استفاده
از فرمولهاي پيشنهادي معمولي در سن 1 تا 21 روزگي ممكن است موجب ايجاد
كمبود مرزي 13 كلسيم و فسفر در روزهاي اول به بعد از تولد شود بخصوص وقتي
جوجه از گله مادر جوان متولد شده باشد. استفاده از اجزاء غذايي كه مطابق
با قابليت هاي هضمي و جذبي در روزهاي اول زندگي باشد هنوز مورد توجه قرار
نگرفته است.
بعنوان مثال مي توان از كنجاله سويا نام برد. اين
كنجاله در پرنده هايي كه دستگاه گوارش بالغ دارند بخوبي مورد استفاده قرار
مي گيرد ولي بخاطر اليگوساكاريدهاي غير قابل هضم موجود در آن براي جوجه
هاي جوان مضر بوده و مي تواند در جوجه عوارض گوارشي ايجاد نمايد و بر روي
راندمان غذا و رشد جوجه تأثير منفي بگذارد. بعضي مواد غير معمول با قابليت
هضم بالاتر پتانسيل قوي براي منظور شدن در جيره هاي اوليه را دارند. در
آينده اي نزديك متخصصين تغذيه با تنوع بيشتري از مواد دانه اي روبرو
خواهند بود كه با اصلاحات ژنتيكي ايجاد شده در آنها با توان هضمي حيوان
مواجهه بهتري دارند.
عمل آوري غذا بوسيله پلت كردن و اكسترود كردن
نيز ابزار مهمي در آماده سازي غذا براي جوجه هاي جوان هستند. پلت كردن غذا
در همه جاي دنيا انجام مي شود ولي مراحل ناقص در اين عمل وجود دارد كه
موجب ژلاتينه شدن كامل نشاسته نمي شود.
اكسترود كردن روشي گرانتر از
پلت كردن است ولي افزايش وزن بيشتري در جوجه ايجاد مي كند كه بخاطر
استفاده بهتر از مواد غذايي بعلت ژلاتينه شدن كامل نشاسته در اين روش مي
باشد.
استفاده از بعضي مواد افزودني مانند پروپيونات ها از طريق
بهبود گلوكونئوژنز باعث كاهش مرگ و مير جوجه ها مي شود گر چه اثرات آن بر
روي افزايش وزن جوجه كاملا" مشخص نيست.
غذايي كه هنگام ورود جوجه به
سالن در اختيارش قرار مي گيرد برخلاف آنچه كه پيش استارتر ناميده مي شود
بعنوان غذاي 4-3 روز اول پيشنهاد مي شود يعني زماني كه بيشترين مقدار
محتواي كيسه زرده به مصرف جوجه مي رسد. اين غذاي مخصوص ممكن است گرانتر از
غذاي استارتر معمولي تمام شود ولي چون فقط 4-3 روز اول استفاده مي شود
تأثير خيلي كمي در قيمت تمام شده كل غذا خواهد داشت.
اين مقاله مسائل مؤثر بر روند توليد مثل مرغهاي سنگين وزن را مورد بررسي قرار مي دهد
وجود رابطه معكوس بين وزن بدن و توانايي توليد مثل عمده ترين مشكلي است كه توليدكنندگان تخم مرغهاي مخصوص جوجه درآوري با آن مواجه هستند. بخوبي مشخص شده است كه اگر مرغهاي مادر گوشتي اين فرصت را داشته باشند كه به ميزان مورد دلخواه خود غذا صرف نمايند ميزان توليد تخم مرغ بسيار پايين خواهد بود . پژوهش اخير در دانشگاه آلبرتا (Alberta Uni.) نشان داده است تعداد جوجه هاي سر از تخم درآورده به ازاي هر مرغ مادر كه بيش از حد تغذيه شده است، تقريبا" نصف مرغهايي بوده كه در شرايط صنعتي نگه داري شده و جيره أي محدود دريافت مي دارند. اين تحقيق روند توليد مثل طبيعي مرغهاي مادر را به هنگام اضافه شدن وزن مورد بررسي قرار مي دهد. توليد تخم مرغ نتيجه فعاليت دستگاه توليد مثل جهت رشد و بلوغ فوليكولهاي تخمدان و هماهنگي نهايي آن با يك مركز كنترل (كه احتمالا" در مغز قرار دارد) است . ثابت شده است كه انجام وظيفه بدون نقص اين دو سيستم مستقل از يكديگر موجب توليد تخم مرغ در " زمانهاي متوالي" (Sequences) مي شود. ( اين حالت در مواردي Clutches ناميده مي شود.) اولين تخم مرغ در شروع يك فاز فعال تخمگذاري يك الي دو ساعت پس از تابيدن نور گذاشته مي شود. هر تخم مرغ در يك فاز فعال تخمگذاري ( در روزهاي متوالي ) هر روز كمي ديرتر از روز قبل گذاشته مي شود تا هنگامي كه اين زمان به نقطه اي برسد كه در آن دوره تخم گذاري به پايان رسيده و پرنده يك روز استراحت مي نمايد ( تخم نمي گذارد) . يك دوره جديد تخم گذاري بايد با فاصله كمي پس از يك روز وقفه شروع شود.
اختلاف در فازهاي فعال تخمگذاري:
مرغهايي
كه تعداد زيادي تخم مرغ مي گذارند داراي فازهاي فعال طولاني هستند. يك مرغ
مادر گوشتي از نژادهاي برتر (Superior) به هنگام قرار داشتن در حداكثر
توليد ، ممكن است 40 روز پي در پي تخمگذاري نمايد و نيز يك مرغ لگهورن با
مشخصات نژادي خوب مي تواند در يك فاز فعال 80 تخم بگذارند. به طور خلاصه ،
هنگامي كه مرغها در شرايط خوب تخمگذاري قرار دارند فازهاي فعال طولاني
بوده و شما مي توانيد مطمئن باشيد كه دستگاه توليد مثل بخوبي كار مي
نمايند. به طور طبيعي تخمدان مرغ از يك سري فوليكول تشكيل شده است كه در
مراحل مختلف رشد و بلوغ قرار دارند . تخمدان سالم يك مرغ در حال تخمگذاري
داراي حدود پنج الي هفت فوليكول بزرگ است ( با قطري بيش از 1 سانتيمتر) و
نيز تعداد زيادي فوليكولهاي كوچك وجود دارند كه به عنوان مخزن فوليكولهاي
بزرگ آينده عمل مي نمايند . هنگامي كه مرغهاي مادر بيش از حد تغذيه مي
شوند توانايي مشخص در ايجاد فوليكولهاي اضافي در آنها پديد مي آيد و بدين
ترتيب ممكن است داراي 15 فوليكول بزرگ شوند. در ابتدا تصور مي شود كه اين
حالت جهت توليد مناسب است، اما چنين نيست. اين قبيل مرغها شانس فراواني
براي گذاردن تخمهاي دو يا سه زرده داشته و حتي ممكن است اين مرغها تعداد
زيادي تخم چند زرده بگذارند.اما به واسطه اين تخم ها قابل قرار دادن در
دستگاه جوجه كشي نيستند، چنين مرغهايي افت توليد قابل ملاحظه أي نسبت به
مرغهاي توليدكننده تخم مرغ قابل تفريخ دارند.
تغيير زمان تخم گذاري :
همراه با
افزايش فعاليت تخمدان امكان به هم خوردن جريان طبيعي تخمگذاري وجود دارد.
مرغهاي سنگين وزن تخمگذاري خود را محدود به زمان طبيعي (Normal Period)
شرح داده شده نكرده به راحتي در طول شب تخمگذاري مي نمايند. اين تغيير
زمان تخمگذاري (Erratic Iaying) احتمالا" يكي از ساده ترين راههاي تشخيص
عدم كارآيي تخمدان است. هنگامي كه مرغها به طور انفرادي در قفس نگهداري مي
شوند امكان مشخص نمودن مرغهاي سنگين وزن كه در روز بيش از يك تخم مي
گذارند وجود دارد و اين خود دليلي ديگر براي تغيير زمان تخمگذاري است. در
مواقعي كه مرغها به طور نامرتب تخمگذاري نمايند، بيشتر تخم ها داراي پوسته
نرم شده و يا به ميزان ضعيفي كلسيفيه مي شوند. اين گونه تصور مي شود كه
دليل رخ دادن حالت فوق اختلال در روند طبيعي كلسيفيكاسيون تخم مرغ است ،
زيرا در يك زمان بيش از يك تخم مرغ است ، زيرا در يك زمان بيش از يك تخم
مرغ در منطقه غدد مترشحه پوسته Sheel Gland) ) قرار مي گيرد . هم چنين ،
رها شدن فوليكولهاي جديد از تخمدان (اوولاسيون) نيز ممكن است در روند
گذاردن تخمي كه قبلا" تشكيل شده است اختلال ايجاد نمايند. اين مسئله خود
سبب بروز مشكل بزرگي مي شود ، زيرا تخم مرغهايي با پوسته ضعيف توانايي
تفريخ ندارند و دليل اين امر از دست دادن آب ( به واسطه ضعف پوسته ) در طي
انكوباسيون است كه سبب مرگ جنين ها مي شود.
قطع توليد
مشكل ديگر مرغهاي
سنگين وزن قطع توليد آنها در سنين جواني است . قابل ذكر است كه اين مرغها
در دوره اول توليد متحمل از دست دادن تعداد زيادي فوليكول شده اند. چنين
حالتي هنگام پرريزي نيز مشاهده مي شود زيرا به واسطه رژيم مخصوص پرريزي
فوليكولهاي زيادي از دست مي روند. فقدان فوليكول به معني فقدان تخم مرغ
است زيرا در حدود ده روز يا بيشتر طول مي كشد تا توليد تخم مرغ از يك
مرحله بدون فوليكول شروع شود. توليد جوجه به هنگام اضافه وزن مرغها به غير
از عوامل مربوط به كاهش تعداد تخم مرغ كه در بالا شرح داده شد به دلائل
ديگري نيز به شدت كاهش مي يابد. در پژوهشي كه اخيرا" در دانشگاه آلبرتا به
عمل آمده مشخص گرديده كه باروري مرغهاي مادر با تغذيه بيش از حد ، نسبت به
مرغهاي داراي تغذيه محدود ، به طور قابل ملاحظه أي پايين تر است . اساس
اين مشاهده دقيقا" شناخته نشده اما ممكن است دليل افت باروري كاهش توانايي
مرغهاي فربه در ذخيره سازي اسپرماتوزوئيدها باشد. دليل ديگر اين است كه
محل عبور طبيعي اسپرمها تا رسيدن به قسمت بالاي اويدوكت ( محل انجام لقاح
) ممكن است به دليل هم زمان شدن با عبور تخم مرغ تشكيل شده به پايين
دستگاه تناسلي ، مسدود شود . در سيستم نگهداري در كف
(Floor-Housed)
مرغهاي مادر سنگين وزن به دليل عدم تحرك كافي در طي مراحل جفت گيري باروري
بسيار پايين دارند. نكته قابل توجه اين است كه تمامي جفت گيريها به طور
كامل انجام نشده و نسبت آميزشهاي ناقص ، با سن گله افزايش مي يابد .
افزايش تلفات جنيني :
مشاهده
شده است كه مرگ و مير جنينها هنگام تغذيه بيش زا حد مرغهاي مادر افزايش مي
يابد. احتمالا" مرگ اولين تخم مرغ يك فاز فعال تخمگذاري در طي انكوباسين
از ساير تخمهاي دوره بيشتر است. زيرا اين تخمك قبل از باروري مدت طولاني
تر را در بدن مرغ مادر گذرانده است . به خاطر بياوريد كه يك تخم مرغ تازه
در حدود 24-26 ساعت در بدن مرغ مورد انكوباسيون قرار گرفته است. از اين رو
اضافه شدن زمان باقي ماندن تخم در اويدوكت ( بيش از مدت طبيعي يعني 24-26
ساعت) ممكن است يكي از عوامل مرگ جنين ها باشد. مرغهايي كه در زمان نا
مرتب تخمگذاري كوتاه نشان مر دهند. تمامي موارد ذكر شده از مشكلات وزن
اضافي پرندگان بر اين نكته دلالت دارند كه كنترل وزن مرغهاي مادر شديدا"
ضرورت دارد . اين مسئله بسيار مهم است كه در نظر داشته باشيم يك گله پرنده
مي توانند اختلاف وزن قابل ملاحظه أي با يكديگر داشته باشند. اگر چه ممكن
است متوسط وزن گله در نظر گرفته شود ، اما اين مورد به تنهايي كافي نيست.
زيرا اين سوال بسيار مهم مطرح است كه چه درصدي از پرندگان داراي وزن متوسط
گله هستند؟ يكنواختي گله يكي از مهمترين عوامل در مديريت پرورش مرغ مادر
است .
ترجمه از :مهندس وحيد حقي
روياي تعيين جنسيت جوجه ها پيش از
تفريخ كم كم تبدل به واقعيت مي شود.در مقاله ذيل اصول و روش هاي كاربردي
ويژه اي شرح داده شده است.
صنعت جوجه كشي جهان هر ساله ميلياردها
جوجه يكروزه توليد مي كندكه هر جو جه پس از تفريخ تعيين جنسيت مي شود.
جوجه هاي نر از همان ابتدا به تدبير انسان جدا شده و جوجه هاي ماده براي
توليد تخم مرغ پرورش داده مي شوند. معدوم ساختن جوجه هاي نر باعث سلب حقوق
حيوانات و صرف كردن مباحث گوناگون حول محور ذكر شده در صنعت مرغداري مي
شود. با استفاده از فن آوري رو به رشد جاري مي توان جوجه ها را پيش از
تفريخ بصورت اتوماتيك تعيين جنسيت نمود و جنين هاي درون تخم ها را به جاي
قرباني كردن جوجه هاي يكروزه ، به شيوه أي معقول و مقبولِ عام معدوم ساخت.
علاوه بر آن تعيين جنسيت جوجه ها بصورت خودكار باعث كاهش استرس ناشي از
تعيين جنسيت دستي مي شود كه نهايتا منتج به كاهش دورة انتظار جوجه ها شده
و دسترسي سريع تر به آب و دان را ميسر مي سازد. اصول اوليه روش مذبور
عبارت از تعيين استروژن در مايع آلانتوئيكِ موجود در تخمِ جنين هاي ماده
است. ابزارهاي اوليه ويژه اي براي نيل بدين مقصود ابداع شده اند كه به شرح
ذيل ميباشند:
• ابزار اوليه جهت جمع آوري نمونه هاي مايع آلانتوئيك از تخم ها در آخرين مراحل رشد جنين
• ابزار اوليه جهت تعيين ميزان استروژن در نمونه هاي مايع آلانتوئيك
•
ابزار اوليه جهتِ دسته بندي و انجامِ واكسيناسيون تخمي و در آخر انتقالِ
تخم هاي تعيين جنسيت شده ابداع و تكميل اين نوع دستگاه ها در مقياس تجاري
در مرحله آزمايش است.
اصول تعيين جنسيت به روش دستي
اصول
اوليه تعيين جنسيت به روش ژاپني يا ركتال در سال 1920 ميلادي پايه گذاري
شد. با اين روش ژاپني ها در يافتند طي يكي دو روزِ ابتداي زندگي جوجه مي
توان از روي برجستگي ها ، خطوط و چين هاي ركتوم پي به جنسيت جوجه برد
(Jull, 19 34; Masui &Hasimoto ,1933 ). تعيين جنسيت به روش ركتال
تغريبا نوعي هنر است كه اغلب توسط آسيايي ها انجام مي شود و مهارت و تمركز
ويژه أي همچون تمركز زِن (Zen) را مي طلبد ( Hoh,1997 ). به علت سرعت عمل
بالاي سِكسرها اغلب حدود 4/1% تا 8/1% وازدگي (اشتباه)و 5/0% تا 0/1%
ميزان مرگ و مير بالا مي رود. آن ها معمولا كارگرهاي قراردادي هستند و
مدام از يك جوجه كشي به جوجه كشي ديگر مي روند. آن ها در جوجه كشي اغلب
ساعات كسل كننده أي را مي گذرانند. آمد و شدِ اين افراد بين جوجه كشي ها
همواره صنعت مرغداري را در معرض انتقال بيماري ها بين مراكز توليد طيور
قرار مي دهد.
روش ديگر تعيين جنسيت استفاده از سرعت رشد پرها در جوجه
هاي هم خون است كه عامل اصلي آن ژن K است (Warren,1976 ) . در اين روش با
آزمايش طول نسبي پوشش اوليه و پرپوشِ بال در جوجه هاي يكروزه اي كه حامل
ژن K هستند جنسيت جوجه تعيين مي گردد. در اين روش همواره فرض بر آن است
كه جوجه هاي مذكر ژن رشد كند پر و جوجه هاي ماده ژن رشد سريع پر را حمل مي
كنند. اين روش نسبت به روش ژاپني ارزان تر بوده ونياز به نيروي كارٍ ماهر
نيز ندارد. اما ژنٍ K كه سرعت رشد پرها را تعيين مي كند با نوعي ويروسٍ
اندوژن ( ويروسي از خانوادهء اونكورنا ـ مترجم ) (Bacon et al., 1988 )
ارتباط دارد. اين ويروس باعث نوعي مقاومت ايمو نولوژيك (مصونيت) در برابر
بيماري لوكوز لمفوئيد (Crittenden et al., 1987) مي شود و لذا در پرورش
انبوه نوعي نقص محسوب مي شود. برخي از نژادهاي طيور نيز داراي رنگ هاي
ويژه اي در پرهاي خود هستند كه در هر جنس متفاوت مي باشد اما اين نژادها
نيز به اندازه نژادهاي ديگر داراي ارزش تجاري نيستند. لازم به ذكر است
ميزان خطاي تعيين جنسيت بر اساس رنگ بيشتر از خطاي روش تعيين جنسيت از روي
سرعت رشد پر است.
اصول تعيين جنسيت به روش خودكار
استقبال
از روش تعيين جنسيت جنين طيور بصورت خودكار منوط به كاركرد دستگاهي است كه
دقتِ تمايز آن براي هر 20000 تا 30000 تخم در ساعت حدود 5/98% باشد. البته
هزينه تمام شده نيز نبايد بيش از هزينه تعيين جنسيت به صورت دستي باشد.
تحقيقات پيشين عوامل فيزيولوژيك ديگري را اصول كار خود قرار داده بودند
مانند : سرعت ضربان قلب (Laughlin et al .,1976 ;Glahn et al 1987 )،
تمايز PCR از روي كرومزوم W ويژه در جنس ماده( Clinton ;1994;Uryu et al
1989;Petitte,1992 ) ، رزونانس هسته اي مغناطيسي براي تعيين تمايزات
آناتوميك مثل اختلاف در غدد دو جنسِ نر و ماده(Vandenabeele, et al ,1993)
،و در نهايت سير و روندِ سلول شناختيِ تخم به عنوان اصول اصلي و بالقوه
تعيين جنسيت تخمِ طيور . اما اصول طرح شده در اين مقاله شامل تعيين
تركيبات مختص جنس در مايع جنيني تخمِ مرغ است( Gill et al ,.1983 ).
اساس
تعيين جنسيت دستگاهِ خودكار وجودِ تركيبات استروژني در مايع آلانتوئيك
جنينهاي ماده و عدم وجود اين تركيبات در مايع جنيني جنين هاي نر ميباشد.
پيشتر ميزان استراديول در مايع آلانتوئيك جنين هاي گوشتي 17 روزه به وسيله
كيت تجاري آن موسوم به كيت RIA (Diognostic Products,Los Angeles
,california ) اندازه گيري شده است.سطح استراديول در مايع آلانتوئيك جنين
هاي نر قابل يافت و اندازه گيري نيست و يا اگر يافت شود كمتر از Pg/mg 42
است. اما سطح استراديول يافت شده در مايع الانتوئيك جنين هاي ماده چيزي
حدود 830-113 Pg/mg مي باشد كه دست كم سه بار بيشتر از مقدار يافت شده در
جنين هاي نر است.طي تحقيقات به عمل آمده بر روي 490 نمونه مايع آلانتوئيك
معلوم شد استروژن تركيب شيميايي بي نظيري است كه به سادگي مي توان به
وسيله آن جنسيت جنين طيور را آشكار ساخت. استروژن موجود در مايع آلانتوئيك
اغلب به صورت تركيبات “سولفات” يا” گلوكورونيد” يافت مي گردد. براي يافتن
استروژن آزاد در مايع آلانتوئيك اين مايع ابتدا بايد با سولفاتاز يا
گلوكورونيداز فراوري شود (تا استروژن از تركيبات ديگر جدا شود) . جنين مرغ
را مي توان بر اساس وجود تركيبات استروژني در مايع آلانتوئيك جنين ماده در
خلالِ روزهاي 13 تا 18 زندگي جنين تعيين جنسيت كرد . لازم به ذكر است توجه
به سن گله يا نژاد جوجه ها ضرورتي ندارد.
بررسي تحليلي
تركيبات استروژني موجود در مايع آلانتوئيك دستگاه خودكار تعيين جنسيت
مجهز به يك سنسور زنده ( LifeSensors Inc.Malven PA ) جهت تشخيص تركيبات
استروژن در مايع آلانتوئيك است. اين سنسور زنده به لحاظ ژنتيك يك مخمر
اصلاح شده است كه توليد و ترشح گيرنده استروژن انساني براي آن تعريف شده
است ، ژن حامل كه داراي عامل عنصر پاسخگوي به استروژن است با آنزيم.coli
E- B galactosidase جفت گرديده است( Butt & Chen ,1999 ). اين سلول
مخمر همچنين قادر به توليد و ترشح آنزيم E.coli glucuronidase است ، اين
آنزيم داراي قابليت شكستن تركيبات “گلوكورونيد – استروژن” است. استروژن به
كمك آنزيم ياد شده از تركيب گلوكورونيد – استروژنِ موجود در مايع جنيني
جداسازي مي شود. گلوكورونيدازمي تواند داراي منشاء ترشح از سنسور مخمر
باشد و يا آنكه به محيط رشد مخمر افزوده شده باشد. گيرنده استروژن در
حضور استروژن با عناصر پاسخگو به استروژن تشكيل باند يا پيوند مي دهد و
نسخه برداري از ژن حامل را آغاز مي كند. بدين ترتيب ميزان غلظت استروژن در
مايع آلانتوئيك با مقدار تحريك ژن حامل پيوستگي پيدا مي كند. فعاليت محصول
ژن حامل يعني B_galactocidas با استفاده از سوبسترايي موسوم به
O_Nitrophenil_beta-D_Galactopyranosidas (ONPG ) اندازه گيري مي شود .
تركيب نهايي ماده أي زردرنگ است كه براي كالري متري يا اندازه گيري از روي
رنگ مورد استفاده قرار مي گيرد. سنسور زنده قادر است مقادير پيكومولارِ
هورمونِ تانيث يعني استروژن را تشخيص دهد. سويهء اصلي اين سنسور زنده يعني
مخمر ( Saccaromyces Cervasia )كاربرد فراواني در صنعت پخت نان دارد.
سنسور
حيرت انگيز ما قادر است تنها با استفاده از 4ul از مادهء آلانتوئيك , نر
يا ماده بودن جنين را تشخيص دهد اما دستگاه خودكار تعيين جنسيت براي
اطمينان از نتايج حاصله از 20ul مايع جنيني استفاده مي كند. نتيجهء كار
سنسور در آزمايشگاه 100% موفقيت آميز بوده است.
نمونه برداري از مايع آلانتوئيك
مايع
آلانتوئيك محيطِ ترشحي متابوليت هاي نيتروژني جنين مرغ محسوب مي شود
(Romanoff, 1967 ). مايع آلانتوئيك از حوالي روز پنجم زندگي جنين پديدار
مي شود وتا سيزدهمين روز به حداكثر مقدارِ خود مي رسد. با كم شدن رطوبت
محيط و باز جذب آن حجم اين مايع نيز كاهش مي يابد اما تا روز هجدهم هنوز
حجم قابل تمايزي ( mls 1تا 2 )از آن قابل تشخيص مي باشد( Romanoff, 1967
).
تنها موانع بينِ مايع آلانتوئيك و پوستهء تخم مرغ غشاء هاي داخلي
و خارجي پوسته و غشا هاي كوريو آلانتوئيك هستند. هر چند كه مايع آلانتوئيك
تمام محيطِ تخم مرغ واجدِ جنين را احاطه كرده است اما تجمع آن بيشتر در
راس تخم مرغ درست زيرِ غشاءهايي است كه روي اتاقك هوايي قرار دارند. علت
تجمع مايع آلانتوئيك در راس تخم مرغ بيشتر به خاطر نيروي جاذبه و جايگزيني
جنين و كيسهء زرده در زير است. به خاطر متغيير بودن حجم كيسهء هوايي بين
تخم مرغ ها نمونه برداري از مايع آلانتوئيك در وضعيتِ ايستادهء تخم مرغ
اغلب با مشكلاتي همراه است.
مي توان از نيروي جاذبه براي راندنِ مايع
آلانتوئيك به محل مناسب نمونه گيري استفاده كرد. اگر تخم مرغ را در محور
طولي آن بخوابانيم ، مايع آلانتوئيك در راس درست زيرِ پوسته قرار مي گيرد.
بدين ترتيب با خواباندن تخم مرغ به پهلو كار نمونه برداري به ميزان 20ul
بسيار ساده خواهد شد و آزمونِ سنسور ما ميسر مي گردد. كمپاني Embrox يك
نمونهء ابتدايي با يك خط توليد ابداع كرده است كه مايع آلانتوئيك را از
تخمِ جوجه هاي گوشتي نمونه برداري مي كند. با بهينه كردنِ فرايندِ نمونه
برداري هنگام استقرار تخم مرغ در محور طولي در جزئياتي چون عمق نمونه
برداري ، نوع سوزن مورد استفاده ، ميزان مكش ، و زاويهء استقرارِ تخم مرغ
حدود 96% از تخم مرغ ها آزمايش خود را با موفقيت گذراندند. در نمونه هاي
بعدي تجاري بايد عملكرد دستگاه بهتر باشد. نمونة ابتدايي دستگاه خودكار
تعيين جنسيت كمپاني Embrex يك نمونهء تجاري ابتدايي با قابليت 5000 هزار
تخم مرغ در ساعت ابداع كرده است كه هم اكنون در حال سپري كردن آزمايش خود
در يك سالنِ جوجه كشي است و سازندگان پيوسته براي بهينه شدن عملكردِ
دستگاه در تلاشند. دستگاهِ خودكارِ تعيين جنسيت شامل سه اتاقكِ مستقل از
هم است كه به وسيلهء يك شبكه باهم ارتباط دارند. اتاقك ِاول ، محفظه اي
است كه از مايع آلانتوئيك نمونه برداري مي كند. دسته أي از تخم مرغ ها طي
روزهاي 15 ، 16 يا هفدهمين روز از 21 روز دوره رشد جنين به صورت دستي ،طيِ
چرخه اي جمع آوري مي شوند و بر روي نقاله اي قرار مي گيرند. سپس يك سنسورِ
نوري به صورت اتوماتيك تخم مرغ هاي تميز را تشخيص داده و سپس تخم مرغ هاي
كثيف به وسيلهء لوله هاي مكنده أي جدا شده ودر شانه هايي جداگانه قرار مي
گيرند. در مرحلهء بعد شانه هاي مذكور دوباره تخم مرغ ها را به جايگاهشان
باز گردانده و متمركز مي سازند. حال نوبت سوزن نمونه برداري است كه درست
در مركز، در عمق ويژه أي وارد هر تخم مرغ شده و 20ul مايع آلانتوئيك را
نمونه برداري مي كند .حال نمونه هاي مايعِ جمع آوري شده در شيارهاي ِيك
قالب پلاستيكي با باركد ترموفرم ( باركدِ ساخته شده به وسيلهء حرارت )
ريخته شده و ته نشين مي گردند. هر قالب تقريبا داراي 2500 شيار است كه به
همان ترتيب همانندِ تخم مرغ ها قرارگرفته اند. سوزن ها در پيِ هر نمونه
برداري از هر تخم مرغ تميز مي شوند. در مرحله بعدي تخم مرغ ها در شانه
هايِ واجدِ باركد به صورت ايستاده دوباره قرار گرفته و مجدداً به محل سالن
جوجه كشي بازگردانده مي شوند. سپس قالب هاي آزمايش به صورت دستي در چرخ
دستيِ قفسه داري قرار مي گيرند . حال نوبت كامپيوتر شبكه است كه
باركدِ شانه هاي تخم مرغ را با قالب هاي حاوي مايعِ آلانتوئيك تطابق
دهد. اتاقكِ دوم يك نمونهء آزمايشگرِ خودكار است. به كمكِ يك اپراتور
چرخدستي ِحاويِ قفسه هاي قالب ها واردِ دستگاهِ خودكارِ آزمايشگر مي شود.
قالبها به كمك يك سيستمِ انتقال دهنده زيرِ سُرنگ توزيع قرار مي گيرند. در
اين بخش سرنگ توزيع به هر شيار 30ul مٌعرفِ ويژهء سنسورِ زنده اضافه مي
كند. افزودنِ معرف به شيارهاي يك قالب 5 تا 6 دقيقه زمان نياز دارد. سپس
هر قالب به طور جداگانه به مدت 4 ساعت در يك محفظهء انكوباتور تحت شرايط
تعريف شده قرار مي گيرد. در مرحلهء بعد سوبستراي ONPG به طور اتوماتيك
به هر شيار افزوده مي گردد ، پس از 30 دقيقه رنگ هاي مٌعرف آشكار مي
گردند. با ظهورِ رنگ ها يك دوربين CCD به دقت از هر شيار اسكن مي گيرد و
نر يا ماده بودنِ هر تخم مرغ تعيين مي گردد. از اينجا به بعد كار ساده
است ، اطلاعات جمع آوري شده با شانه هاي تخم مرغ ها تطبيق داده مي
شود . سپس تمام قالب هاي حاوي معرف آزمايش به صورت اتوماتيك جمع آوري
شده و بر روي چرخدستي قرار مي گيرند. در نهايت اين قالب ها پيش از انهدام
ضدعفوني مي گردند تا سنسور زندهء موجود در آن ها به طور كامل از ميان
برود.
اتاقك سوم وظيفة دسته بندي تخم مرغ هارا بر اساس جنسيت بر
عهده دارد. همچنين در اين بخش تخم مرغ هاي نر معدوم گشته و تخم مرغ هاي
ماده نيز در رديف هايي چيده- شده و پس از واكسيناسيونِ درون تخمي روانهء
سبدهاي تفريخ مي گردند. در حقيقت اين شبكهء كامل بر اساس باركد موجود بر
روي شانه ها و اطلاعات طبقه بندي شده جنسيت تخم مرغ ها را تعيين مي
كند.
تاثيرات اين روش بر تفريخ
آزمايشات
بسياري براي ارزيابي تاثيرات تعيين جنسيت به روش ياد شده در حال انجام
است. در اين روش ناگزيريم طي روزهاي 15 ،16 يا هفدهمِ رشد جنين ابتدا يك
سوراخ در پهلوي تخم مرغ و سپس در روزهاي 18 يا نوزدهم سوراخ ديگري در راس
تخم مرغ براي انجام واكسيناسيون ايجاد كنيم. تا كنون آزمايشات بسياري براي
تعيين تاثيرات اين روش بر تفريخ تخم صورت گرفته است.
در تحقيقات
اوليه تاثير ايزوله يا قرنطينه بودنِ محل نمونه برداري بر ميزان تفريخ
ارزيابي شده است. طي اين آزمايش تخمِ ، مرغ هاي گوشتي در روز شانزدهمِ
انكوباسيون به صورت دستي سوراخ شدند سپس به دستگاه هاي ستر بازگردانده شده
و مجددا در روز نوزدهمِ انكوباسيون به صورت درون تخمي واكسينه شدند. پس از
انجام دو آزمايش مشخص شد ايجاد سوراخ در پوستهء تخم مرغ در روز
شانزدهم موجب كاهش تفريخ به ميزان 2 % مي شود(جدول 1 ). حتي به كار
بردن تدابير ويژهء قرنطينه نيز كاهشِ تفريخ را تعديل نكرد.
جدول 1-تاثير تدابير قرنطينه بر ميزان تفريخ در تعيين جنسيت به صورت خودكار
|
تيمار |
آزمون اول %زنده تفريخ شده |
آزمون دوم %زنده تفريخ شده |
ميانگين |
جمع كل |
|
شاهد |
A 8/95 |
0/96 |
9 /95 |
(36)5145 |
|
سوراخ شده |
B7/93 |
3/94 |
0 /94 |
(36)5145 |
|
سوراخ و قرنطينه |
B1/94 |
8/93 |
0/94 |
(36)5145 |
حروف A و B اختلاف معني داري معادل ( p<.05 ) است.
در آزمايشات بعدي تاثير ضدعفوني كردن جايگاه برميزان تفريخ پيش از سوراخ كردن و نمونه برداري از تخم مرغ ها ارزيابي شد . آزمايشات از تاثير مثبت ضدعفوني پيش از نمونه برداري خبر دادند .در اين روش آثار منفي سوراخ كردنِ پوسته در روزِ شانزدهمِ انكوباسيون تا حدودي جبران مي شد (جدول 2).در سال 2002 ميلادي تعيين جنسيت به وسيلهء دستگاه هاي ابداعي اوليه و تاثير آن ها بر ميزان تفريخ ارزيابي گرديد.
جدول2- تاثير ضدعفوني جايگاه برميزان تفريخ پيش از نمونه برداري
|
تيمار |
%زنده تفريخ شده |
جمع كل تخم مرغ ها |
|
شاهد |
A 96/6 |
(42)5670 |
|
سوراخ شده |
B 95/7 |
(42)5670 |
|
ضدعفوني و سوراخ كردن |
A 96/7 |
(42)5670 |
نتيجه
كمپاني Embrx در
نهايت امكانپذير بودنِ اصول اين روش را در سالن هاي جوجه كشي آينده روشن
خواهد ساخت. مشكلاتِ جدي اين روش شاملِ مواردِ ذيل است:
امكان نمونه
برداري با درصد بالا از هر تخم مرغي بدون توجه به شكل واندازهء آن البته
بايد تاثيرات منفي اين روش بر ميزان تفريخ و بر عملكرد آتي جوجه در فارم
هاي تجاري اندك باشد.فراهم آوردن نيروي كارِ ماشيني كافي و قابل اطمينان
به وسيلهء دستگاه ه هاي ابداعي ودر نهايت عملكرد دقيق و صحيحِ سنسور زنده
در محيطِ جوجه كشي ها با از ميان رفتن موانع ياد شده كمپاني Embrex در
آينده دستگاه هايي با قابليت فراوري 20000 تا 30000 تخم مرغ در ساعت خواهد
ساخت. در صورت موفقيت آميز بودن اين روش تا حدودي از بحث هاي مربوط به
حقوق حيوانات در خصوص معدوم كردن جوجه هاي نر كاسته خواهد شد و جنجال
كمتري خواهيم داشت.
مقدمه:
يكي از موارد مهم در مديريت كارخانه جوجه كشي ،ارزيابي هچ
گله هاي تجاري است.اما براستي ارزيابي كيفيت جوجه ها به چه طريقي است
؟براي تعيين ميزان موفقيت يك هچ هم بايد از روشهاي شمارشي استفاده كرد و
هم از روشهاي منطقي بهره جست .
روش هاي شمارشي مشخص ميباشند و براي
يادگيري آن وقت آنچناني نبايد صرف كرد اما روش هاي منطقي بيشتر با تجربه و
ممارست بدست مي آيد در همين راستا بايد مدير كارخانه جوجه كشي حتما زير
نظر يك كارشناس خبره اين رشته كار آموزي نموده باشد.حضور مؤثر او در
روزهاي هچ نيز موجب كسب تجربه بيشتر و مهارت لازم ميگردد.پس براي تعيين
ارزيابي كيفيت جوجه هاي يك روزه هم بايد آنها را از نظر كمي شمارش كرد و
هم از نظر كيفي جوجه ها بايد مورد ارزيابي قرار گيرند.
كيفيت جوجه چيست؟ و چطور بايد در ارزيابي نتايج توليد مان از آن استفاده كنيم؟
براي مثال ،موفقيت در توليد را بايد با موارد زير مورد بررسي قرار دهيم.
1- تعداد جوجه هاي توليد شده بدون توجه به قدرت زنده ماندن و كيفيت آنها.
2- تعداد جوجه هاي زنده در زمان در آوردن از هچر بدون توجه به كيفيت آنها.
3- تعداد جوجه هاي درجه يك قابل فروش( Saleable Chicks ).
4- تعداد جوجه هايي كه تا 7 روز بعد از هچ زنده مي مانند.
بنابراين
استفاده از روشهاي ارزيابي كمي و كيفي در جوجه ها براي تشخيص موفقيت هچ در
كارخانه جوجه كشي الزامي به نظر ميرسد .ولي براي اينكه هر دو روش ارزيابي
(كمي و كيفي) معني دار باشند،لازم است كه تعريف شوند. در اين مقاله سعي
براين است كه در مورد كيفيت جوجه توضيحاتي ارائه شود و روشهاي آماري براي
شمارش جوجه ها را نيز بررسي مينمائيم ، همچنين توضيح مي دهيم كه روشهاي
آماري چگونه به كيفيت جوجه و توليد و مرتبط مي شوند.
تعريف كيفيت جوجه :

كيفيت خوب جوجه ميتواند نزد افراد مختلف بسته به ديدگاه آنها بطور
وسيعي متفاوت و داراي معناي متفاوتي باشد. بطوريكه در بررسي همزمان از
ديدگاه دو مدير كارخانه جوجه كشي هميشه اختلاف نظر هايي ديده ميشود و از
آنجا كه قسمت اعظم تعيين كيفيت حسي ميباشد لذا مدل هاي منطقي چندان كارساز
نميباشند.
به عنوان يك اصل كه بر اساس تجربيات زياد ثابت شده است ، هر
گاه در زمان بيرون كشيدن جوجه ها از هچر مشاهده شود كه جوجه ها تميز هستند
و كرك هاي خشك و نرم دارند و هيچگونه آلودگي بر روي بدن آنها وجود ندارد و
پوسته هاي تخم مرغ (هچ شده و هچ نشده ) و كف سبد هچر نيزتميز است ،هچ موفق
بوده است در غير اين صورت حتي اگر تعداد جوجه ها بيشتر از حد انتظار
باشد،هچ نا موفق بوده است .
ساير علايم براي ارزيابي كيفيت جوجه ها عبارتند از :
1- رنگ كرك مطابق با رنگ نژاد باشد.
2- چشمهاي پرنده شفاف و براق بوده و بدنش بدون نقص و بد شكلي و غشاهاي خشك شده وجود نداشته باشد.
3- در هنگام لمس بدن محكم بوده ولي نبايد هيچ علامتي از ادم نشان دهد.
4- همچنين نبايد استخوانها در هنگام در دست گرفتن جوجه خيلي مشخص باشد.
5- جوجه نبايد در حالت غير طبيعي آشكار نظير نفس نفس زدن باشد.
6- جوجه نبايد هيچگونه مشكلي تنفسي ديگري داشته باشد.
7- در واقع وضعيت ورفتار جوجه بايد هوشيار بوده وبه محيط خود واكنش و علاقه نشان دهد.
چنين
تعريف و توصيفي نسبتاًذهني است و مطئمناً توليد كنندگان در همه جاي جهان
شايدويژگي هاي مختلف و متفاوتي را بررسي كنند و اين موضوع به خوبي نشان
دهنده وجود مشكل در اررزيابي كيفي بصورت نظري مي باشد كه راه را براي
تعبيرهاي متفاوت باز مي گذارد. آيا روشهاي ارزيابي و اندازه گيري ديگري كه
كمي تر باشند و بتوان بطور دقيق تر آنها را بكار برد وجود دارد؟
ارزيابي كمي موفقيت:
روشهاي
كمي بسيار سودمند هستند ولي شديداً وابسته به اين هستند كه چطور موفقيت در
توليد اندازه گيري شود. براي مثال ميزان هچ تخم مرغها مي تواند روش نسبتا
خوبي براي تعيين كيفيت باشد.چون معمولا هر زمان كه هچ پايين است كيفيت
جوجه ها نيز خوب نيست.هنگامي كه تعداد تخم مرغ هاي بي نطفه و همچنين ميزان
مرگ و مير جنيني در روزهاي اوليه جوجه كشي پائين است ميتوان نتيجه گرفت كه
تخم مرغ ها از كيفيت خوبي برخوردار بوده اند.
استفاده از تخم مرغ هاي خوب هم معمولا منجر به ميزان هچ بالا و اغلب كيفيت كيفيت بالاي جوجه يك روزه مي شود.
درجه بندي و شمارش جوجه ها در كارخانه جوجه كشي
ميزان
بالاي هچ در تخم مرغهاي نطفه دار نيز مي تواند نشان دهنده كيفيت خوب جوجه
هاي يك روزه باشد ،كه البته اين موضوع نيز بستگي به روشهاي مشخص نمودن
تعداد جوجه هاي هچ شده دارد. البته اين نيز بنوبه خود بستگي به اين دارد
كه ميزان هچ را چطور تعريف كنيم؟ يعني براي محاسبه هچ صرفا تخم مرغ هاي
چيده شده و جوجه هاي هچ شده ملاك قرار گيرند و يا اينكه با حذف آمار تخم
مرغ هاي بي نطفه فقط از آمار تخم مرغ هاي بارور كه شانس هچ دارند استفاده
كنيم (Hatch of fertile ). كه در مورد دوم با حذف تخم مرغ هاي بي نطفه در
صد هچ بيشتر خواهد شد كه اين يك امر ظاهري است و بهتر است كه از هر دو روش
استفاده شود چون محاسبه به روش اول در اكثر كارخانجات جوجه كشي مرسوم است
و محاسبه به روش دوم نيز موجب شناسايي وضعيت نطفه داري تخم مرغ ها نيز
ميشود .
براي نشان دادن اين مطلب به مثال فرضي ارزيابي موفقيت هچ توجه كنيد:
|
روش |
تعداد تخم مرغ چيده شده در ستر |
تعداد تخم مرغ بي نطفه (نور بيني) |
تعداد تخم مرغ نقل شده به هچر |
تعداد جوجه هچ شده |
در صد هچ % |
|
روش اول |
12960 |
- |
12960 |
10360 |
9/79 |
|
روش دوم |
12960 |
630 |
12330 |
10360 |
84 |

اتاق ترابل شوتينگ
در بعضي كارخانه هاي جوجه كشي قدرت زنده ماندن جوجه ها ( Liveability )
نيز مد نظر قرار گرفته و به حساب مي آيد ،بدين ترتيب كه جوجه هاي مرده و
وازده ها( درجه 2 ) از جمع كل جوجه هاي هچ شده كم مي شوند و سپس مورد
محاسبه قرار ميگيرند.
علاوه بر روش هاي ذكر شده در برخي كارخانجات جوجه
كشي ،تلفات بين راهي جوجه ها و همچنين تلفات هفته اول پرورش نيز مد نظر
قرار ميگيرد كه اين امر چندان منطقي به نظر نميرسد.چون در اين صورت، هچ
بسيار كمتر از ميزان هچ واقعي خواهد شد.
شمارش جوجه هاي درجه يك و بعد از آن تعيين هچ نمودن در بسياري از كارخانجات مرسوم است .
وزن
جوجه ها كه معمولاً بعنوان درصدي از وزن اوليه تخم بيان مي شود. نيز يك
روش مناسب ديگر براي ارزيابي كيفيت است مقادير بين 68-65 % از وزن اوليه
مرغها نشان دهندة كيفيت خوب جوجه مي باشد.
وزن كشي جوجه ها
مقادير
زير 60% كه احتمالاً خيلي هم رايج است نشان دهندة دهيدراتاسيون جوجه هاست.
اين شكل بعلت ميزان رطوبت پايين در خلال انكوباسيون يا زمان طولاني
انكوباسيون بعد از هچ ايجاد شود .بطور معكوس ، جوجه هايي كه بالاتر از 70%
وزن اوليه تخم ها وزن دارند معمولاً از تخم مرغ هايي هستند كه در شريط با
رطوبت بالا جوجه كشي شده اند.
با اين حال اندازه جوجه ها ممكن است
وابسته به مديريت هر يك از كارخانه هاي جوجه كشي و وزن نهائي جوجه ها
باشد. براي مثال اگر جوجه ها قرار باشد كه در مزرعه اي بسيار دورتر از
جوجه كشي تخليه شوند احتمالاً بايد كمي سنگينتر (با ميزان آب بالاتر) از
جوجه هايي باشند كه حمل ونقل آنها زمان كوتاهتري را مي گيرد.به همين سبب
معمولا جوجه هاي راه دور را كمي زودتر بيرون ميكشند. بعضي از شركتهاي مرغ
مادر در صورت كه قرار باشد جوجه ها را از طريق هوايي به نقاط دور دست تر
ارسال كنند حتي قبل از قرار دادن جوجه ها در كارتن، آب آشاميدني در اختيار
آنها قرار مي دهند.و يا 5/. سي سي آب در زير جلد آنها تزريق ميكنند.اخيرا
هم بعضي از كمپاني ها از نوعي ماده غذايي كه خمير مانند است و رطوبت
مناسبي دارد ( Oasis ) استفاده ميكنند بدين صورت كه مقداري از اين خمير را
در كنار ديواره داخلي كارتن مي چسبانند و جوجه ها در بين راه از آن
استفاده ميكنند در اين خمير علاوه بر مواد مورد نياز جوجه ها از مواد آنتي
استرس نيز استفاده ميشود.

استفاده از خمير مخصوص براي تغذيه بين راهي جوجه ها
نوع ديگر از دان مخصوص بصورت پلت براي تغذيه بين راه جوجه ها
چطور به كيفيت خوب جوجه دست يابيم؟
صرف
نظر از اينكه ما كيفيت جوجه را چطور تعريف مي كنيم ، مهم است كه بفهميم
چگونه قادر به دستيابي به اهداف خود هستيم. اگر بخواهيم وسيعتر صحبت كنيم
بايد گفت كه بهترين كيفيت جوجه ناشي از عوامل مختلف است كه مي توان آن را
به سه دسته تقسيم كرد:
1- تخم مرغ.
2- دستگاههاي جوجه كشي.
3- مديريت كارخانه جوجه كشي.
اگر
بتوان به بالاترين استاندارها در اين سه مورد دست يافت ، كيفيت جوجه به
بالاترين ميزان خود خواهد رسيد. متأسفانه اگر هر يك از اين سه جنبه رعايت
نشود ، هم ميزان هچ و هم كيفيت جوجه تحت تأثير قرار مي گيرد.
همانطور
كه همه كاركنان جوجه كشي مي دانند ، تخم مرغها بطور قابل توجهي مي توانند
متفاوت باشند (بدون توجه به اختلاف گوناگون ). تخم مرغهااز نظر اندازه
دردرجه هاي متفاوت هستند ، كيفيت پوسته نيز از خيلي خوب تا خيلي بد متفاوت
است. و تخم مرغ هايي هم هستند كه آلوده به مدفوع و يا كثيف هستند.تخم مرغ
هاي كثيف و آلوده موجب آلودگي هچري ميشوند و در نتيجه كيفيت جوجه ها تحت
تاثير قرار ميگيرد. تخم مرغهاي كوچك جوجه هاي كوچك توليد مي كنند .اگر
اندازه تخم مرغ ها در يك دستگاه خيلي متفاوت باشد منجر به اختلاف شديد در
اندازه گله پروش داده شده گرديده و گله اي با كيفيت پايين در زمان كشتار و
تلفات بالا در زمان پروش را ايجاد مي كند.
ساير نكات لازم :
شرايط
تغذيه اي مرغ ها در ارزيايي كيفيت جوجه ها بسيار مهم است. براي مثال كمبود
يك عنصر ضروري در تخم مرغ (ويتامين ها و مواد معدني ، اسيدهاي آمنيه )
ممكن است از تكامل طبيعي جوجه جلوگيري كرده و منجر به كاهش هچ شود .بعضي
كمبود ها در تخم مرغ ممكن است كشنده نباشد و اجازه حيات به جنين را تا
زمان هچ بدهد. متأسفانه چنين كمبود ها يي ممكن است تأثير سوئي بر بقاي اين
جوجه در مزرعه در خلال هفته اول پرورش بگذارد. آلودگي جوجه هاي يكروزه و
باقيمانده كيسه زرده آنها مي تواند در هچر و با تماس با ساير تخم مرغ هاي
آلوده صورت گيرد ،متأسفانه حتي تخم مرغهاي گاز داده شده و شستشو شده (ضد
عفوني ) نيز مي توانند قبل از عمليات جوجه كشي مجددا آلوده شوند. تخم
مرغهاي بستري ممكن است بعد از شستشو و ضد عفوني تميز بنظر برسند ولي
شديداً آلوده اند همه اينها اغلب منجر به تخم هاي انفجاري مي شوند كه در
اينحالت عفونت به ساير تخم ها و جوجه ها امتداد يافته و گسترش مي يابد
توجه به اين عواملي نشان مي دهد چطور مي توان بر مشكلات غلبه كرد .
مديريت
صحيح گله مادر براي بر قراري استاندارد بالاي تغذيه أي و بهداشتي نقش
بسيار مهمي براي توليد جوجه هاي با كيفيت دارد.بنابر اين بهتر است تا آنجا
كه امكان دارد تخم مرغ هاي نامناسب براي جوجه كشي از ميان تخم مرغ ها حذف
شوند.اين مسئله قطعا كيفيت جوجه ها را افزايش خواهد داد .
چنين تخم مرغ
هاي حذفي شامل همه تخم هاي بستري، ساير تخم مرغ هاي شديداً آلوده و يا تخم
مرغ هايي هستند كه بطور غلط مورد شستشو و ضد عفوني قرار گرفته اند. تخم
مرغ هايي كه تركهايي در پوسته دارند (ترك هاي نمايان و يا ترك هاي موئي)،
و يا تخم مرغ هاي كه داراي كمر هستند و يا آنهايي كه سطح سنبادهاي زبر
دارند (ظاهر دانه دانه و موزائيكي) و يا سطح گچي يا روغني دارند بايد
كنار گذاشته شوند. تخم هاي شكسته هچ نمي شوند و نبايد هرگز در دستگاه چيده
شوند. تخم مرغهاي خيلي كوچك يا خيلي بزرگ بايد برداشته و حذف شوند. اين
اعمال ميزان اختلاف در جوجه هاي هچ شده و دستگاه جوجه كشي را كاهش داده و
در نتيجه نا هماهنگي در اندازه پرنده ها را در زمان كشتار كاهش مي دهد.
فقط تخم مرغها با كيفيت بالا در دستگاه چيده شوند:
بسياري
از مديران مزارع بر خلاف مديران جوجه كشي ،عقيده دارند كه همه تخم مرغهاي
توليد شده بايد بمنظور به حداكثر رساندن توليد جوجه در دستگاه خوابانده
شوند. در حاليكه واقعيت درست برخلاف آن است.
ست كردن تخم مرغ در دستگاه جوجه كشي(ستر)
اگر فقط تخم مرغهاي با
كيفيت بالا در دستگاه چيده شوند در اينصورت بطور خودكار توليد بهبود مي
يابد .حتي اگر تعدادي كلي تخم مرغهاي چيده شده كاهش يابد. به هر حال
مديران مزارع مرغ مادر بايد بپذيرند كه تعدادي از تخم مرغهاي توليد شده
حذفي هستند (اين تعداد مي تواند تعداد بسيار كمي از كل تخم مرغهاي چيده را
شامل شود) .
نتايج انتخاب تخم مرغ ها قبل از چيده شدن از اين قرار است :
1- آلودگي كمتر سيني هاي تخم .
2- آلودگي كمتر ستر و هچر و سالن جوجه كشي .
3- جوجه هاي هچ شده كيفيت بالاتري خواهند داشت.
كيفيت دستگاه جوجه كشي :

سترها و هچرها حتماً نبايد براي عملكرد و كارائي ما خوب، نو و گران
قيمت باشند. اما اين نكته را هم نبايد از نظر دور داشت كه ماشين هاي
ارزانقيمت با كيقيت پائين معمولاً به خوبي ماشين هاي با كيفيت بالا عمل
نمي كنند. مديريت جوجه كشي و دستگاه ها يك كليد اساسي در توليد جوجه با
كيفيت است يك دستگاه قديمي ولي با نگهداري خوب به خوبي يك ماشين نو كار مي
كند به شرط اينكه مدير بداند چگونه از تجهيزات بهترين استفاده را نمايد.
كارخانه جوجه كشي
رعايت
برخي موارد خاص در ماشينهاي قديمي بخصوص بهداشت سخت تر مي باشد. ساير
مشكلات مربوط به جوجه كشي از جمله الگوهاي چيدن غلط مي تواند بر توزيع
گرما در داخل كابين تأثير بگذارد. بهداشت ضعيف ماشينها مي تواند منجر به
آلودگي تخم مرغها و جوجه ها گردد. ماشينهاي تك مرحله
( Single stage
)شرايط كنترل شده تري را براي مدير كارخانه جوجه كشي فراهم مي كند. اين
روش در مقايسه با سيستم هاي چند مرحله اي ( Multi stage ) شرايط ايده آل
تري از جوجه كشي را براي تخم مرغ هايي از انواع مختلف و با اندازه هاي
متفاوت ايجاد مي كند.
محيط جوجه كشي :
محيط جوجه كشي مي تواند به چند
روش ميزان جوجه درآوري و كيفيت جوجه را كاهش دهد. ميزان نامناسب حرارت و
رطوبت ، نقاط مربوط به چيدن تخم مرغ ها و تهويه و چرخاندن غلط همگي مي
توانند تأثير منفي بر تكامل جنيني بگذارند اين مسائل باعث كاهش جوجه
درآوري و كيفيت جوجه ها مي شوند. دماي بسيار پايين در دورهي انكوباسيون
اغلب منجر به جوجه هاي نوك زده مرده ( Dead in shell ) و همچنين جوجه هاي
بزرگ (Staggering) مي گردد. زمان هچ معمولاً دير و طولاني مي شود و جوجه
ها به طور نرمال خشك نمي شوند .دماي بسيار بالاي دوره انكوباسيون نيز مي
تواند منجر به مرگ جنين هاي نوك زده و با جوجه هاي هچ شده اي مي شود كه
معمولاً كوچك و چسبنده بوده و ميزان بالايي از آنها داراي ناف هايي هستند
كه خوب بسته نشده است. اغلب جوجه ها انگشتان بد شكل دارند.حرارت بالاي تخم
مرغها هم در هچر علت اصلي جوجه هاي حذفي بي كيفيت مي باشد. اگر رطوبت خيلي
پايين باشد جوجه هاي كوچك دهيدراته و چسبنده هستند در مقابل اگر رطوبت
خيلي بالا باشد جوجه هاي بزرگ ، ضعيف و اغلب چسبنده هستند.خوب بسته نشدن
ناف نيز يك مشكل رايج در رطوبت بالا در خلال انكوباسيون مي باشد. عدم
تهويه كافي ستر ، هچر يا سالن هايي كه ماشين ها در آن قرار دارند مي
تواند منجر به ايجاد تعداد بالايي تخم مرغ هاي هچ نشده و جنين هاي غرق شده
مي شود. (جنين هاي كوچك كه اطراف آن را مايع احاطه كرده است).
كمبود
اكسيژن و ايجاد دي اكسيد كربن به علت تهويه نامناسب نيز ميتواند موجبات
مرگ جنين را فراهم آورد. در تخم مرغ هايي كه تعداد خلل و فرج كم است نيز
ممكن است ضايعه اخير ديده شود.
چرخش ناقص و يا نامناسب در دورهي
انكوباسيون باعث جوجه درآوري پايين شده و جوجه هايي كه هم از تخم مرغ ها
هچ مي شوند اغلب دير رس بوده و بعد از هچ نيز به طور نرمال خشك نمي شوند.
فرآيندهاي
انكوباسيون نه تنها بايد از نظر شرايط فيزيكي بررسي شوند بلكه بايد محيطي
عاري از آلودگي هاي ميكروبي نيز فراهم آيد. اهميت بهداشت در خلال
انكوباسيون به خصوص در زمان هچ نبايد فراموش شود. آلودگي كيسه زرده از
سبدهاي غيربهداشتي هچر يك عامل مهم در كاهش قدرت زنده ماندن و كيفيت جوجه
مي باشد.
انتخاب بهترين تخم مرغ ها به كاهش آلودگي كمك خواهد كرد.ولي
بهداشت مؤثر تخم مرغها ، ماشين ها و لوازم و تجهيزات اتاق نيز ضروري است.
اگر آلودگي وجود داشته باشد. لازم است. كه مشكل مشخص و نسبت به رفع اشكال
اقدام گردد.
نتايج :
اگر چه كيفيت جوجه يك ايده خيلي مشخصي است ولي
بايد آن را به روش سيستماتيك با استفاده از تكنيك هاي گوناگون اندازه گيري
كرد. با چيدن تخم مرغهايي با بالاترين درجه كيفيت در ماشينهاي با كيفيت و
مديريت خوب به حداكثر رسيدن كيفيت جوجه ها حتمي است. بهتر است كه كيفيت
جوجه ها هم از استاندارد هاي كمي و هم از استاندارد هاي كيفي برخوردار
باشد.همچنين بهتر است كه قدرت زنده ماندن جوجه ها هم در كارخانه جوجه كشي
و هم در مزارع پرورش جوجه بعد از يك هفته پرورش اندازه گيري شود. به منظور
مطمئن شدن از توليد مؤثر جوجه ، كيفيت همه مراحل توليد بايد تحت نظر قرار
گرفته و در سطح بالاترين استانداردها نگه داشته شوند.
ضميمه:

مقدمه :
بعد از اينكه جوجه ها در
كارخانه جوجه كشي توليد شدند ،انتقال آنها به مزارع از درجه اهميت بسيار
بالايي برخوردار است.چرا كه بسياري از صفات در آينده ميتوانند مورد تاثير
اين موضوع قرار گيرند.
همه ساله در اثر انتقال نامناسب جوجه ها خسارات
هنگفتي به مرغداران و همچنين صنعت مرغداري وارد ميشود.اضافه بر اين ،بخشي
از ثروت ملي نيز به هدر ميرود و به كرات شاهد تلفات جوجه ها در حين انتقال
ميباشيم كه با بكار گيري اصول مهم در انتقال جوجه هاي يك روزه ميتوان از
بروز هرگونه تلفات و يا استرس ناشي از انتقال نامناسب جلوگيري نمود .

جوجه هاي يكروزه پس از هچ

در زمان حمل جوجه ها به نكات زير بايد توجه شود :
1- قبلا با مدير كارخانه جوجه كشي هماهنگي لازم در مورد روز و ساعت تحويل جوجه بعمل آيد .
2- با توجه به تعداد جوجه تحويلي ’ كاميون مخصوص حمل جوجه در نظر گرفته شود .
3-
كاميون حمل جوجه قبل از حركت ضد عفوني شده و 2 ساعت قبل از انتقال جوجه ها
به داخل كاميون در صورت امكان ’ محوطه بار گاز داده شود .
ضد عفوني كاميون حمل جوجه قبل از بارگيري بايد انجام گردد

عبور كاميون حمل جوجه از حوضچه ضد عفوني كارخانه جوجه كشي

4- كاميون حمل جوجه 2 الي 3 ساعت قبل از تحويل در كارخانه جوجه كشي حضور داشته باشد .(شكل زير محل استقرار كاميون را نشان ميدهد)

5- هيچگونه وسايل اضافي در كاميون وجود نداشته باشد .
منظره داخل كاميون قبل از بارگيري

6- تكنسين مجرب جهت كنترل جوجه ها اعزام گردد .
7- كاميون حمل جوجه مطمئن بوده و امكانات تهويه ’ خنك كن و گرم كن و وسايل ثبت شرايط محيطي را داشته باشد .
8- حتي الامكان يك كاميون ديگر به عنوان احتياط همراه كاميون اصلي اعزام گردد .
9- لوازم يدكي لازم در هر دو كاميون وجود داشته باشد .
10- راننده ها قبلا سابقه حمل جوجه داشته باشند .
11- راننده ها با مسير كاملا آشنايي داشته باشند .
12- كاميون از سيستم فنر بندي مناسب برخوردار باشد .
13- هرچه ارتفاع كف كاميون با كف جاده كمتر باشد بهتر است چون لرزش كاميون كمتر ميشود .
14- هرچه ديواره هاي كابين عايق بندي مناسب داشته باشند بهتر است .
15- در هر 4 طرف كابين بايد دريچه هاي مناسب جهت تهويه هوا وجود داشته باشد .
وظايف تكنسين مربوطه در زمان تحويل گرفتن جوجه ها :
1- آگاهي از ساعت دقيق تحويل جوجه .

2- به همراه داشتن معرفي نامه ’ حواله و مدارك شناسايي جهت ارائه به مسئول كارخانه جوجه كشي .
بررسي مدارك قبل از تحويل جوجه توسط مسئول شيفت كارخانه جوجه كشي
3- بررسي نهايي از وضعيت كاميون .
4- بررسي شرايط محيطي مناسب براي انتقال جوجه ها .
5- شرايط بهداشتي كاميون مجددا چك شود .
6- هدايت كاميون به محل تحويل جوجه .
7- بررسي وضعيت جوجه ها از نظر كيفي .

بررسي كيفيت جوجه ها و كارتن قبل از بارگيري:
8- شمارش نمونه أي از خانه هاي كارتن ها .
9- بررسي كيفيت كارتن ها .
10- چيدن منظم كارتن ها در قفسه هاي كاميون .

چيدن كارتن ها در كاميون حمل جوجه
11- تفكيك كارتن ها بر اساس خط ، سن و گله مختلف .
12- دقت گردد كه عمليات انتقال جوجه ها به كاميون در حداقل زمان ممكن انجام گيرد .
13- دقت گردد كه كارتن ها بيشتر از 3 عدد در روي هم قرار نگيرند .
14- ثبت شرايط محيطي كاميون قبل از حركت .
15- اخذ گواهي بهداشتي ’ فاكتور فروش و ساير اوراق لازم از مدير كارخانه جوجه كشي .
16- گزارش ساعت حركت از كارخانه جوجه كشي به مدير مزرعه .
17- سركشي به جوجه ها در مسير ( هر 1 الي 2 ساعت يك بار ) .
18- توجه به صداي جوجه ها و تخمين وضعيت آنها .
اگر
جوجه ها در حال نفس نفس زدن باشند و نوك هايشان را از منافذ كارتن بيرون
آورده باشند ’ نشان دهنده اين است كه درجه حرارت داخل كاميون بيش از حد
است و اگر سر و صداي جوجه بيش از حد باشد و داخل كارتن در يك سمت تجمع
كرده اند’ نشان دهنده اين است كه داخل كاميون سرد است .
بهترين دما
براي حمل جوجه ها 22 الي 25 درجه سانتيگراد است . اگر دماي داخل اتاق
كاميون به 35 درجه سانتيگراد برسد تا 100 % تلفات ممكن است مشاهده شود .
دماي پائين تر از 10 درجه سانتيگراد نيز موجب تلفات سنگين در جوجه ها
ميشود .
19- حتي الامكان سعي شود كه كاميون در بين راه توقف نداشته باشد .
20-
طبق تجارب بدست آمده و تجزيه اطلاعات مربوط به دما و رطوبت از طريق دستگاه
ديجيتالي كه در داخل محوطه كاميون نصب شده است در زمان توقف در پاسگاه
هاي ايست و بازرسي دماي داخل كابين افزايش يافته است . بنابر اين جهت
جلوگيري از بروز تلفات جوجه ها لازم است كه تكنسين مربوطه ضمن ارائه معرفي
نامه خود به ماموران احتمال بروز تلفات را گوشزد نمايد كه خارج از نوبت
كاميون مورد بررسي قرار گيرد .
وظايف راننده كاميون حمل جوجه در زمان انتقال جوجه ها :
1- سوخت لازم را از قبل تهيه نمايد .
2-
مدارك لازم جهت ارائه به پليس راه و ساير مراجع انتظامي را همراه داشته
باشد ( گواهينامه ’ كارت ماشين ’ بيمه نامه ’ كارت شناسائئ معتبر ’
برگه ماموريت ) .
3- طبق توصيه هاي تكنسين مربوطه عمل نمايد .
4- از توقف هاي طولاني مدت خودداري نمايد .
5- رانندگي با سرعت يكنواخت باشد .
6- از ترمز هاي ناگهاني اجتناب ورزد .
7- حتي الامكان در مسير بدون دست انداز رانندگي شود .